مقالۀ حاضر از منظری فضامحور به بررسی رمان های زندگی و زمانۀ مایکل کی اثر جی. ام. کوتسی (1983) و گاوخونی (1362) اثر جعفر مدرس صادقی می پردازد. بدین منظور، مجموعه ای از مفاهیم، از جمله «فضای سوم» ادوارد سوجا، «هتروتوپیا»ی میشل فوکو و «کرونوتوپ» میخائیل باختین جهت مطالعه به کار گرفته شده اند. با تحلیل این رمان ها بر مبنای مفاهیم مذکور درمی یابیم که فارغ از تفاوت های بنیادینی که از نظر ماهیت و شکل فضا در این دو اثر ظهور می کنند، فضای کلی در هر دو رمان تحت سلطۀ پدر یا نظام پدرسالارانه است. در زندگی و زمانۀ مایکل کی، مایکل سفری را در سرتاسر آفریقای جنوبی می آغازد تا از سلطۀ پدر رهایی یابد، حال آنکه در رمان گاوخونی، راوی بی نام که موفق نشده بعد از منتقل شدن به تهران نیز خاطرۀ اصفهان را از یاد برد، شروع به نوشتن می کند تا از شر خواب هایی که درباره پدر می بیند خلاص شود. در پایان هر دو رمان، قهرمان ها به مکان های آغازین خود-به ترتیب: کیپ تاون و تهران-بازمی گردند، گرچه این شهرها آن گونه که در ابتدا بوده اند، باقی نمی مانند: مایکل حتی در کیپ تاون هویت خود به عنوان یک باغبان را حفظ کرده و به آپارتمان قبلی اش بازمی گردد، و راوی گاوخونی، از طریق نوشتن به نوعی صلح با تصویر همیشه حاضر پدر و حضور زاینده رود در تهران دست می یابد.